تبليغاتX
دکتر حسابی

دکتر حسابی

در زير ِ تصوير آمده است:
تصويري از آخرين لحظات ِ حيات ِ پرفسور حسابي

شام در كنار ِ تخت ِ استاد سرد شده است؛ ظاهراً ديگر نيازي به خوردن ِ غذا نيست! پزشكان و مسؤولان ِ بيمارستان دانشگاه، به اين نتيجه رسيده اند كه معالجه روي قلب ِ استاد، ديگر اثري ندارد! لذا آنژيوكت ِ تزريق ِ چند دارو براي ادامه ي تپش ِ قلب را از رگ ِ دست ِ راست و آنژيوكت ِ تزريق ِ مُسكّن ِ درد را از دست ِ چپ ِ ايشان خارج كرده و حتّا ماسك ِ تأمين ِ اكسيژن را -- كه ريه ها ديگر قادر به تأمين ِ آن نبودند -- برداشته اند و تنها سنسورهاي تپش ِ قلب روشن است.
شگفت اين كه در چُنين حالتي، پزشكان و متخصّصين ِ بيمارستان ِ كانتونال ِ دانشگاه ِ ژنو، در كمال ِ حيرت مي ديدند كه پرفسورحسابي در آخرين لحظات حيات[هم] به چيزي جز مطالعه و افزايش ِ دانش ِ خويش، نمي انديشد
اين تصوير ِ منحصر به فرد را يكي از كاركنان ِ خود ِ بيمارستان به عنوان ِ يك تصوير ِ تكان دهنده و تأثيرگذار، ثبت كرده است.

+نوشته شده در یکم مهر 1387ساعت13:45توسط <P> | |


روزي در آخر ساعت درس يک دانشجوي دوره دکتراي نروژي ، سوالي مطرح کرد:


استاد،شما که از جهان سوم مي آييد،جهان سوم کجاست ؟؟


فقط چند دقيقه به آخر کلاس مانده بود.


من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم که روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي کنم.


به آن دانشجو گفتم:


جهان سوم جايي است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب مي شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملکتش بکوشد.



پروفسور حسابي

http://roshangar.parsiblog.com

+نوشته شده در یکم مهر 1387ساعت13:22توسط <P> | |